خرید بک لینک
آموزشگاه کافی شاپ
آموزشگاه شیرینی پزی
آموزشگاه آشپزی
تور دبی
ویزای تایوان
باربری تهران
در برقی اتوماتیک و کرکره
خرید اتو تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
استراتژي محتوا استراتژي محتوا

اينترنت دنياي امروز را دگرگون كرده است و كسب و كار و تجارت نيز از اين قائده مستثني نيست. همه‌ي ما با فروشگاه‌هاي اينترنتي موفق و بزرگي كه به درآمدهايي ميلياردي دست يافته‌اند، آشنايي داريم و شايد خودمان هم بارها از آنها خريد كرده باشيم. امروزه مي‌توان با صرف هزينه‌اي نسبتا اندك، كسب و كاري را راه‌اندازي كرد و حتي بدون فروشگاه و محلي فيزيكي، به درآمد قابل توجهي دست يافت، ولي چه روش‌هايي براي تجارت آنلاين وجود دارد و براي انتخاب مدل هاي كسب و كار اينترنتي با چه گزينه‌هايي روبه‌رو هستيم؟ اين پرسشي است كه در ادامه به پاسخ آن مي‌پردازيم.

 

بياييد فرض كنيم شما بهترين مايع ماكاروني را طبخ مي‌كنيد و دوستان‌تان به شما مي‌گويند كه بايد از آن براي راه‌اندازي يك كسب و كار استفاده كنيد. در اين صورت، از چه مدل كسب و كاري استفاده خواهيد كرد؟ يكي از گزينه‌هاي موجود اين است كه بگوييد: «محصولي را توليد مي‌كنم و آن را مي‌فروشم.» ولي شما بايد وقت بگذاريد و بهترين مدل كسب و كاري را پيدا كنيد كه براي ايده‌ي جديدتان مناسب است و شانس موفقيت شما را به ميزان چشمگيري افزايش مي‌دهد.

مدل كسب و كار شما چيست؟

مدل هاي كسب و كار اينترنتي

مدل هاي كسب و كار اينترنتي اصلي موجود عبارت است از:

۱. فروش محصول؛

۲. فروش خدمات؛

۳. فروش محصول اطلاعاتي.

 

فروش محصول به صورت آنلاين

فروش محصول: احتمالا اين نخستين مدلي است كه به ذهن هر فرد مي‌رسد؛ براي اين كار بايد محصولي فيزيكي و قابل ارسال توليد كنيد و آن را به‌صورت آنلاين به فروش برسانيد. براي فروش محصول نيز مي‌توانيد از فروشگاه اينترنتي خودتان استفاده كنيد، آن را در يكي از سايت‌هاي حراج عرضه كنيد يا به‌عنوان فروشنده‌ي شخص ثالث، محصول خود را در بازاري آنلاين (مانند وب‌سايت آمازون كه محصولات فروشندگان مختلف را براي فروش عرضه مي‌كند)، به فروش برسانيد.

مزيت‌هاي فروش محصولات به‌صورت آنلاين

فروش آنلاين محصولات (در مقايسه با فروش آنها در مكاني فيزيكي)، مزيت‌هاي فراواني دارد. نخست اينكه مشتريان مي‌توانند محصولات شما را مشاهده و بررسي كنند، بدون اينكه مجبور باشند به فروشگاه شما بيايند (البته اگر فروشگاهي داشته باشيد). به علاوه مشتري‌ها مي‌توانند تمام گزينه‌هاي موجود مانند نظرات ساير مشتريان، فهرست مواد تشكيل‌دهنده و دستورالعمل‌ها يا كاربردهاي مربوطه را مشاهده كنند. ويدئو و عكس‌هايي از محصول شما در حين استفاده و بخش سؤالات متداول نيز به مشتريان اطلاعاتي مي‌دهد كه نمي‌توان در فروشگاه‌هاي آجري و فيزيكي به دست آورد.

اشكالات فروش محصولات به صورت آنلاين

شما بايد چيزي را توليد، آن را انبار و سپس ارسال كنيد. ممكن است كالاهاي فيزيكي خراب شوند و توليد، انبار كردن و ارسال آنها نيز كار وقت‌گيري است. پس از ارسال نيز مشكل كالاهاي مرجوعي پيش مي‌آيد. كنترل موجودي كالاهاي فيزيكي، چالش بزرگي است. اگر كالاي زيادي توليد كنيد و كالاهايتان خراب شود، ضرر مي‌كنيد. اگر خيلي كم توليد كنيد و موجودي‌تان تمام شود، فروش‌هاي بالقوه‌تان و شايد مشتري‌هاي خود را از دست بدهيد كه براي تأمين كالاي خود، به سراغ منبع مورد اطمينان‌تري مي‌روند.

مطالب پيشنهادي از سراسر وب

 

فروش خدمات به صورت آنلاين

مدل هاي كسب و كار اينترنتي - فروش خدمات به صورت آنلاين

فروش خدمات: خدمات را به خوبي مي‌توان به صورت آنلاين، خريد و فروش كرد. دو روش اصلي فروش اينترنتي خدمات عبارت است از:

۱. استفاده از وب‌سايت به‌عنوان ابزار فروش: در اين روش، كسب و كاري آفلاين، از وب‌سايت خود به‌عنوان ابزاري براي فروش خدماتي استفاده مي‌كند كه به‌صورت آفلاين ارائه مي‌شود. بسياري از كسب و كارهاي آفلاين، از اينترنت به‌عنوان ابزار فروش خدمات خود استفاده مي‌كنند. در اين حالت، وب‌سايت بيشتر شبيه بروشوري براي كسب و كار شما عمل مي‌كند. براي مثال، مي‌توانيد نجار، دندانپزشك يا وكيلي را از طريق وب‌سايت او بيابيد (و ارزيابي كنيد). اشتراك همه‌ي اين كسب و كارها اين است كه تمام خدمات آنها را به‌صورت فيزيكي و آفلاين دريافت مي‌كنيد.

۲. استفاده از وب‌سايت به‌عنوان ويترين: در اين روش، خدمات به صورت اينترنتي به فروش مي‌رسند و عرضه مي‌شوند. نمونه‌هايي از اين خدمات، شامل بازاريابي اينترنتي، خدمات مسافرتي و سرگرمي است. فروش و عرضه‌ي تمام اين موارد از طريق سِروِر فروشندگان انجام مي‌شود.

مزيت‌هاي فروش اينترنتي خدمات

جذب مشتري از طريق وب‌سايتي كه به خوبي طراحي و براي آن تبليغات شده، بسيار كم‌هزينه‌تر از استفاده از روش‌هاي سنتي و آفلاين است. در اين روش، مشتريان اطلاعات زيادي در مورد محصول شما دريافت مي‌كنند و مجبور نيستند براي بررسي گزينه‌هاي موجود به محل شما بيايند. هميشه وب‌سايت‌هايي كه به خوبي طراحي شده‌اند و داراي محتواي زيادي هستند، عملكرد بهتري از رقباي ضعيف‌تر دارند. صرف‌نظر از اينكه وب‌سايت شما بروشوري براي كسب و كارتان باشد يا ويتريني براي نمايش محصولات و خدمات شما، راه‌اندازي اين مدل كسب و كار، سريع‌تر و آسان‌تر از فروش محصولات و خدمات به صورت سنتي است.

اشكالات فروش اينترنتي خدمات

در اين مدل كسب و كار اينترنتي، سطح بالايي از رقابت وجود دارد، به‌ويژه براي كلمات كليدي خاص. براي مثال، اگر شما لوله‌كشي در تهران باشيد، به سختي مي‌توانيد در نتايج جست‌وجو براي كلمه‌ي كليدي «لوله‌كش تهران»، در رتبه‌ي بالايي قرار بگيريد، زيرا با جست‌وجوي اين كلمه‌ي كليدي در گوگل، بيش از صدها هزار نتيجه نمايش داده مي‌شود. به همين دليل، بايد به دنبال استفاده از طرح بازاريابي محتواي تهاجمي باشيد. از آنجا كه به‌طور كلي، فرصت ايجاد رابطه‌اي حضوري با مشتري را نمي‌يابيد، ايجاد وبلاگي جذاب همراه با نمايش ويدئو، نقش مهمي در اين مدل كسب و كار اينترنتي ايفا مي‌كند. نمونه‌هايي از فروشندگان خدمات اينترنتي شامل وب‌سايت‌هاي نمايش آنلاين ويدئو، ارائه‌ي خدمات ميزباني وب، بازاريابي ايميلي، فروش بليط هواپيما و ارائه‌دهندگان خدمات محلي آفلاين است.


مقاله مرتبط: ۵ توصيه اوليه براي پول درآوردن از فضاي آنلاين

فروش اطلاعات به صورت آنلاين

مدل هاي كسب و كار اينترنتي - فروش محصولات اطلاعاتي

فروش اطلاعات: معمولا طراحان مرتبط با سبك زندگي و بازاريابان اينترنتي، اين مدل كسب و كار را انتخاب مي‌كنند. به‌طور معمول، در زمان فروش محصولات يا خدمات، تنگنايي به وجود مي‌آيد؛ اغلب صاحبان كسب و كار، حداكثر تا ميزان محدودي فروش دارند و بدون ايجاد تغيير در كسب و كارشان (از طريق استخدام كاركنان بيشتر، خريد تجهيزات بيشتر و غيره) نمي‌توانند ميزان فروش خود را افزايش دهند، ولي در مورد محصولات اطلاعاتي، چنين محدوديتي وجود ندارد و تنها عامل محدودكننده‌ي ميزان فروش، ظرفيت سرور ميزبان وب شماست (يعني حجم اطلاعاتي كه مي‌توانيد در وب‌سايت خود نمايش بدهيد و تعداد كاربراني كه مي‌توانند از وب‌سايت شما بازديد كنند).

در اين روش، محصولات منحصرا به صورت الكترونيكي و خودكار عرضه مي‌شوند. پرداخت‌ها و صدور صورت‌حساب‌ها نيز به صورت خودكار و توسط سبد خريد و دروازه‌ي پرداخت انجام مي‌شود و محدوديتي در تعداد تراكنش‌هايي كه در طول شبانه‌روز پردازش مي‌شود، وجود ندارد.

فروش اطلاعات را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد:

۱. فروش اطلاعات قابل دانلود: رايج‌ترين محصول قابل دانلود، كتاب الكترونيك است و در قيمت‌هاي گوناگوني عرضه مي‌شود. ساير محصولات قابل دانلود، شامل فايل‌هاي صوتي (MP3)، ويدئويي (MP4) و متني است. معمولا در دوره‌هاي آموزشي كه قيمت‌هاي بالاتري دارند، تركيبي از فايل‌هاي پي‌دي‌اف و صوتي و ويدئويي ارائه مي‌شود.

۲. دريافت حق عضويت در وب‌سايت‌ها: برخي وب‌سايت‌ها، خدماتي شامل امكان دسترسي به روزنامه، مجله يا مقالات را ارائه مي‌دهند و برخي نيز وب‌سايت‌هايي كامل با فايل‌هاي ويدئويي و صوتي و انجمن‌هايي تعاملي هستند و براي استفاده از تمام خدمات آنها بايد در آن وب‌سايت‌ها عضو شويد. اين وب‌سايت‌ها معمولا به صورت ماهانه يا سالانه، مبلغي را به‌عنوان حق عضويت دريافت مي‌كنند. گاهي اين وب‌سايت‌ها به صورت خودكار، مقدار معيني مطلب و محتوا (مانند درس‌هايي از دوره‌اي آموزشي) را در طول دوره‌ي زماني معيني به هر يك از اعضاي جديد ارائه مي‌دهند. هدف از اين روشِ «قطره‌اي»، جلوگيري از غرق كردن مشتركان جديد با حجم زيادي از محتوا و وادار كردن آنها به پرداخت حق عضويت براي دوره‌ي زماني طولاني‌تري است.

مزيت‌هاي فروش اينترنتي اطلاعات

مدلي كه بسياري از فروشندگان اين خدمات آنلاين، براي ارائه‌ي اطلاعاتِ‌ مداوم از آن استفاده مي‌كنند، مدلي از صدور صورت‌حساب‌هاي دوره‌اي است. با صدور صورت‌حساب‌هاي ماهانه يا سالانه، براي دستيابي به موفقيت، به تعداد بسيار كمتري از مشتريان نياز خواهيد داشت. در اين مدل كسب و كار اينترنتي، پس از ايجاد محصول، براي تعمير و نگهداري سيستم به زمان بسيار اندكي نياز داريد. از آنجا كه اين مدل مقياس‌پذير است، به راحتي مي‌توانيد بدون مواجهه با دشواري‌هاي رايج در كسب و كارهاي فروش محصولات و خدمات به تعداد زيادي از خريداران خدمات ارائه دهيد.

اشكالات فروش اينترنتي اطلاعات

بيشتر فروشندگانِ اطلاعات در انتقال ارزش واقعي اطلاعاتي كه به فروش مي‌رسانند، با مشكل مواجه هستند؛ با وجود اطلاعات رايگان فراواني كه به صورت آنلاين در دسترس عموم قرار گرفته است، متقاعد كردن كاربران براي پرداخت بهاي اطلاعات و محتواي شما كار دشواري است. علاوه بر آن، به‌راحتي مي‌توان محتواي ديجيتالي را كپي و سرقت كرد؛ بنابراين بايد به دنبال راهي براي حفاظت از محتواي خود و جلوگيري از سرقت آن باشيد.


مقاله مرتبط: ۵ مهارت ضروري براي راه‌اندازي كسب و كار آنلاين

نكته‌اي در مورد فروش اينترنتي اطلاعات

مردم تمايلي ندارند براي اطلاعات قديمي پولي بپردازند. در بيشتر موارد، مطالبي كه ارا‌ئه مي‌دهيد بايد مشكلي جاري و حل‌نشده را حل كند؛ بنابراين هميشه به بهترين روش براي انجام كارها فكر كنيد. دانستن اينكه چگونه مي‌توان كاري دشوار يا گيج‌كننده را انجام داد، مبناي خوبي براي توليد محصولي اطلاعاتي است. هرگز تصور نكنيد مردم حاضرند براي اطلاعاتي كه شبيه مطلبي معمولي است، پولي بپردازند. مطلب شما بايد جامع و كامل باشد و مشكلي واقعي را حل كند.

آنچه هر كسب و كار اينترنتي به آن نياز دارد

صرف‌نظر از اينكه چه مدل كسب و كار اينترنتي انتخاب مي‌كنيد، به يك استراتژي محتوا نياز داريد. بدون داشتن محتوايي منسجم در وب‌سايت خود، هرگز نمي‌توانيد ترافيك موتورهاي جست‌وجو را به سايت خود جذب كنيد و مشتريان بالقوه نيز به اطلاعاتي كه براي انجام خريدي آگاهانه نياز دارند، دست نخواهند يافت و احتمالا هرگز خريدي از شما نخواهند كرد.

 

مدل كسب و كار اينترنتي انتخابي شما چيست؟

مدل هاي كسب و كار اينترنتي

بياييد به مثال دستور پخت مايع ماكاروني خوشمزه برگرديم. چه مدل كسب و كاري را براي عرضه‌ي آن انتخاب خواهيد كرد؟

فروش محصول: شما مي‌توانيد مايع ماكاروني خوشمزه‌ي خود را در حجم بالايي توليد، بسته‌بندي و انبار و به دوستداران ماكاروني در سراسر كشور ارسال كنيد. مي‌توانيد محصول خود را در اندازه‌ها (يك‌نفره، خانواده، مهماني)، مزه‌ها (با گوشت، ادويه‌دار، اُرگانيك) و سبك‌هاي گوناگون (فقط مايع ماكاروني، همراه با رشته‌هاي ماكاروني، همراه با مخلوط ادويه‌ي خشك) ارائه دهيد. شما بايد كارخانه‌اي راه‌اندازي كنيد يا توليد محصول خود را به كارخانه‌ي ديگري بسپاريد. در هر صورت، انجام اين كارها هزينه‌بر است و بايد به درگاه پرداخت اينترنتي، حمل‌كننده‌ي كالا، توليد، شكايات و مرجوعي كالا نيز فكر كنيد.

فروش خدمات: دستور پخت ويژه‌ي شما مي‌تواند در يك شركت تهيه‌ي غذاي ايتاليايي مورد استفاده قرار بگيرد يا مي‌توانيد با استفاده از وب‌سايتي كه به صورت بروشوري براي كسب و كار تهيه‌ي غذاي شما عمل مي‌كند، براي آن بازاريابي كنيد يا به رستوران‌ها، خدمات آموزش داخلي ارائه دهيد. شايد هم بتوانيد به افرادي كه قصد دارند پخت ماكاروني اصيل و خوشمزه را ياد بگيرند، آموزش‌هايي ارائه دهيد. راه‌اندازي چنين كسب و كاري، ساده‌تر و كم‌هزينه‌تر از توليد محصول فيزيكي و واقعي است و متمايز كردن آنچه ارائه مي‌دهيد از طريق فروش خدمات، آسان‌تر است.

فروش محصول اطلاعاتي: اين روش، ساده‌ترين (و بنابراين كم‌استرس‌ترين) گزينه است. مي‌توانيد كتاب الكترونيكي ساده‌اي بنويسيد و در آن، روش پخت و مواد تشكيل‌دهنده‌ي مايع ماكاروني خود را توضيح دهيد يا يك سايت عضويت آشپزي كامل راه‌اندازي و در آن از ويدئوها و انجمن‌هاي گفت‌وگوي اعضا استفاده كنيد و با افزايش تعداد اعضاي سايت، مطالب آموزشي موجود در آن را گسترش دهيد.

 

منبع : چطور


برچسب‌ها:


تاريخ : 1396/6/19  | ۱۹ | نويسنده : hamyar |

سالها پيش، وقتي شروع به مطالعه درمورد بازاريابي آنلاين كردم متوجه شدم كه بيشترين چيزي كه كاربران ايراني به آن نياز دارند مطالب و راهنماهاي عملي است. چيزي كه بتواند آنها را دقيقا با روش كار و برنامه ريزي براي بازاريابي تجارتشان آشنا كند. كاربران همه ميدانند كه بازاريابي محتوا چيست، اما خيلي ها دقيقا نميدانند كه چگونه بايد بصورت اصولي براي بازاريابي محتوا برنامه ريزي كرد.

هركس مطالب وبلاگ من را دنبال كرده باشد، ميداند كه اولويت من به اشتراك گذاري كار و نقطه نظراتم با مخاطبانم است. چيزي پنهان بين من و مخاطبم وجود ندارد. برعكس اعتقاد دارم به اشتراك گذاري اطلاعات كامل نه تنها باعث كمتر شدن سود و درآمد من نميشود، بلكه ارتباط من با مخاطبم را بهتر ميكند و فرصتهايي براي 2 طرف بوجود ميآورد.

پلن و استراتژي محتوا كه امروز با شما به اشتراك خواهم گذاشت در واقع در منابع انگليسي موجود است، اما مشابه آن را من در وب فارسي نديده‌ام. از آنجايي كه بك لينك فله‌اي و سئو ديگر كارآيي گذشته را ندارند، كاربران نياز دارند تا با استراتژي‌هاي عملي بازاريابي اينترنتي آشنا شوند. جاي خالي مطالب عملي واقعا احساس ميشود.

اين راهنما داراي 2 قسمت است. يك قسمت فريمورك آماده استراتژي بازاريابي محتوا كه در آخر مقاله ميتوانيد آن را دانلود كنيد و يك قسمت هم ۀآموزش و نحوه استفاده از اين فريمورك.

پس اجازه دهيد كه شروع كنيم…

اگر يك استارت آپ هستيد، تجارت آنلاين داريد و يا حتي يك وبلاگ نويس هستيد حتما با بازاريابي محتوا آشنا هستيد. امروز ديگر ضرورت استفاده از محتوا براي جذب مشتريان بالقوه و ساخت برند براي همه آشكار هست. بارها اين مساله را ديده‌ايم كه كسانيكه حتي محتواي ارجينال هم توليد ميكنند به هدف خود نميرسند، محتواي آنها در موتورهاي جستجو رتبه نميگيرد و در شبكه هاي اجتماعي كسي آن را نميبيند. در واقع شعله ور نميشود و حركت نميكند! كسي آن را شير نميكند و كسي درمورد آن گفتگويي نميكند.

اينكه چرا اين اتفاق مي‌افتد و گاهي اوقات حتي محتواي ارجينال هم نتيجه مورد نظر را نميگيرد طبعا به فاكتورهاي زيادي بستگي دارد. اما اگر بخواهم مهمترين آنها را بگويم، نداشتن يك استراتژي براي بازاريابي اينترنتي و بازاريابي محتواست. حالا معني اين كلمات قلمبه سلمبه “استراتژي” و اينجور چيزها چي هست؟ در ادامه به ساده ترين روش ممكن براي شما توضيح خواهم داد.

ببينيد، بازاريابي محتوا و بازاريابي اينترنتي هم مثل تجارت است. همانطور كه براي داشتن يك كسب و كار موفق ما نياز به يك هدف گذاري و برنامه مدون داريم كه هم وظايف، كارها و زمان بندي ها مشخص باشند و هم آخر هر ماه روند پيشرفت و پسرفت و نقاط قوت و ضعف كسب و كارمان را بررسي كنيم و براي حل مشكلات اقدام كنيم، براي بازاريابي اينترنتي خودمان هم به برنامه نياز داريم. در واقع داشتن يك برنامه و استراتژي محتواي مكتوب به ما براي پاسخ دادن به اين سوالات كمك خواهد كرد:

  1. براي چه كسي ميخواهيم بنويسيم؟ مخاطب ما كيست؟ نياز و مشكلات آنها چيست و چگونه ميتوانيم به آنها كمك كنيم؟
  2. به چه هدفي ميخواهيم برسيم؟ اهداف تجاري ما چيست؟ فروش بيشتر؟ ساخت برند و…
  3. منابع و بودجه ما چقدر است؟ چه منابعي در اختيار داريم؟ چند نويسنده داريم؟
  4. بازاريابي محتوا چگونه ميتواند براي رسيدن به هدف تجاري به ما كمك كند؟
  5. رقباي ما چه كساني هستند؟
  6. تفاوت ما با بقيه رقبا چيست؟ در چه كاري مهارت بيشتري داريم و منحصر به فرد هستيم؟
  7. نقاط ضعف و قوًت ما كجاست؟ بايد به كدام سمت و سو حركت كنيم؟

در حقيقت ما با داشتن يك برنامه، روند پيشرفت كارها را بررسي ميكنيم و براي آينده دوباره برنامه ريزي ميكنيم. در طول زمان كسب و كارمان را بهتر و بهينه تر ميكنيم. كارهايي كه بيشترين بازده و جواب را ميدهند شناسايي ميكنيم و كارهاي بدون بازده را از برنامه خود حذف ميكنيم.

بازاريابي محتوا و استراتژي بازاريابي محتوا

بازاريابي محتوا استراتژي توليد و انتشار محتوا است، محتوايي كه باعث افزايش اعتبار و ميزان اعتماد مشتريان به شما ميشود. راهي است براي ارتباط موثر و دوطرفه با مخاطب و ساخت گروهي وفادار از مخاطبان، مخاطباني كه اسم و برند شما را به گوش همه ميرسانند.

تفاوت بين “بازاريابي محتوا” و “استراتژي بازاريابي محتوا” از اسمش مشخص است. بازاريابي محتوا به خود عمل توليد محتوا به منظور بازاريابي و جذب مشتري گفته ميشود. امٌا استراتژي بازاريابي محتوا، پلن و برنامه مكتوب براي توليد محتواي هدفمند و همچنين تحليل بازدهي و بهينه سازي روند بازاريابي محتواست.

مساله را ساده ببينيد. شما تقريبا در زندگي براي اينكه بتوانيد هر كاري را با بهترين بازدهي انجام دهيد نياز داريد براي آن كار برنامه‌‎ريزي كنيد. اين موضوع خواه تجارت شما باشد، خواه شخصيت شخصي شما باشد، روابط احساسي شما باشد يا وزن كم كردن و داشتن بدني سالم و غيره…

با هدف گذاري و برنامه‌ريزي براي مديريت زمان، ميتوانيد به نتايج دلخواه خود برسيد. دقيقا تجارت و بازاريابي هم به همين صورت عمل ميكند. شما اهداف و برنامه هاي خود را مكتوب ميكنيد و نتايجِ به دست آمده را هربار بررسي و تحليل ميكنيد. اينقدر اينكار را تكرار ميكنيد تا به هدف خود برسيد.

 

پلن استراتژي بازاريابي محتوا و روش استفاده

فريم ورك استراتژي محتوا كه براي شما تهيه كرده‌ام يك مدل كامل است. در برخي شرايط شايد شما نياز به استفاده و پر كردنِ تك تك فيلدهاي آن را نداشته باشيد. در ادامه‌ مهم‌ترين قسمتهايِ پلن را همراه با آموزش براي شما خواهم گفت.

پلن را ميتوانيد توسط نرم افزار Microsoft Excel ويا docs.google.com اجرا كنيد. وقتي پلن را اجرا كنيد، اولين صفحه‌اي كه باز خواهد شد، صفحه‌ي برنامه استراتژيك است.

صفحه اول – برنامه استراتژيك

اين صفحه، صفحه اصلي پلن استراتژي محتواست. كه شامل هدف گذاري، چگونگي استفاده از محتوا براي بازاريابي اينترنتي، تحليل رقبا و غيره… ميباشد.

برنامه استراتژيك بازاريابي محتوا

از اهداف تجاري شروع كنيم. كمي صفحه را پايين بكشيد تا اهداف تجاري را ببينيد.

اهداف تجاري بازاريابي محتوا

مرحله اول – اهداف تجاري:

در برنامه‌ريزي، اولين و مهمترين چيز هدف گذاريست. بايد تصميم بگيريد چه چيزي ميخواهيد به دست بياوريد، قبل از اينكه تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد آن را به دست بياوريد. پس در استراتژي بازاريابي محتوا ما با اهداف تجاري شروع خواهيم كرد. من بصورت گام به گام براي شما توضيح خواهم داد تا راحت تر مطلب را درك كنيد. در حاليكه برخي از اهداف ممكن است واضح و روشن باشند، برخي ديگر را شايد لازم باشد فعلا هدس بزنيد. در بازاريابي، گاهي لازم است هدسيات و ايده هاي خود را تست كنيد تا ببينيد كداميك بازدهي بهتري خواهند داشت.

توصيه ميكنم هدف گذاري و برنامه ريزي خود را انجام دهيد و حدود 3 تا 6 ماه آن را تست كنيد. سپس نتايج خود را بررسي و بهينه سازي كنيد. به اين ترتيب زمان لازم براي بررسي و تست كردن ايده هاي خود را خواهيد داشت.

تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رشد تجارت خود استفاده كنيد.

اهداف تجاري > اهداف كسب و كار:

يك هدف كلي براي استراتژي محتواي خود در نظر بگيريد و آن را در قسمت “اهداف كسب و كار”بنويسيد؛ احتمالا هدف شما يكي از اهداف زير خواهد بود، پس يكي يا چندتا از آنها را انتخاب كنيد:

  • جذب ليد و مشتريان بالقوه براي ايجاد ارتباط‌هاي بعدي و تبديل آنها به مشتري.
  • فروش محصولات. كمك به تيم فروش براي فروش سريعتر محصولات.
  • بازاريابي. ايجاد علاقه به محصولات يا خدمات.
  • توسعه ويا تغيير افكار عمومي درباره برند يا محصولات شما.
  • ساخت گروه طرفداران براي تعامل با برند شما در شبكه‌ها و مكانهاي اجتماعي
  • خدمات پس از فروش. كمك بو رفع مشكل مشتريان براي استفاده كامل از محصولات شما
  • رهبري افكار. توسعه نام، اعتبار و تاثير گذاري بر صنعت كاري.

اهداف خود را بصورت واضح و دقيق بنويسيد

  1. در قسمت اهداف كسب و كار هدف اصلي خود را انتخاب كنيد و چندين هدف زيرمجموعه نيز بنويسيد.
  2. در فيلد تاثير بر كسب و كار، مشخص كنيد كه چرا ميخواهيد به آن هدف برسيد. جواب شما راهي مشخص براي رشد تجارتتان را مشخص ميكند و اينكه چرا و با چه انگيزه‌اي ميخواهيد اين كار را انجام دهيدو چه تاثيري بر تجارت شما خواهد داشت.
  3. در فيلد معيارها، هر راهي كه بتوانيد با آن وضعيت فعلي تجارت، ميزان فروش محصولات، ميزان بازديد از وبسايت شما و هر آماري كه وضعيت فعلي شما را مشخص كند را بنويسيد. ممكن است براي اينكار از يك نرم افزار تحليلگر مثل گوگل كمك بگيريد يا نرم افزار ارتباط با مشتري يا هر چيز ديگري.
  4. در ادامه و فيلدهاي بعدي شما نتايج بدست آمده را هر 3 ماه يكبار با نتيجه فعلي بررسي خواهيد كرد و خواهيد فهميد تلاش ها و استراتژي بازاريابي محتواي شما چگونه و چه تاثيري بر تجارتتان گذاشته.

مرحله دوم – استراتژي محتوا و مخاطبان هدف شما

قسمت استراتژي محتوا

كمي بالاتر از قسمت اهداف تجاري، قسمت استراتژي محتوا وجود دارد. تصميم بگيريد كه چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رسيدن به اهداف تجاري خود استفاده كنيد. چند شكل گرافيكي براي شما تهيه كرده‌ام كه روش هاي اصلي را پوشش ميدهند، اگر شما روش متفاوتي براي سايت خود داريد، آن را بنويسيد.

قسمت ترافيك مستقيم: جذب ترافيك از شبكه‌هاي اجتماعي و موتورهاي جستجو به وبلاگ – سپس از وبلاگ به صفحات فرود (توسط Call To Actionها).

ترافيك مستقيم

قسمت پيام‌هاي يكپارچه: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ براي عضويت در وبسايت شما.

عضويت

قسمت تمركز بر فروش: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ، ويدئو و پادكست ها به صفحات فروش محصولات.

 تمركز بر فروش

قسمت پيام اصلي

در سمت راستِ استراتژي محتوا قسمت پيام اصلي وجود دارد. در اين قسمت مخاطب هدف خود را انتخاب ميكنيد و دقيقا مشخص خواهيد كرد كه محتوا، خدمات يا محصولات شما چگونه به مشتريان كمك ميكند و مشكلاتشان را برطرف ميسازد.

قسمت مخاطبها: در خصوص نحوه پژوهش و انتخاب مخاطبان هدف مقالات بسياري نوشته شده. بصورت خلاصه بگويم كه هرچه مخاطبان و مشتريان خود را دقيق تر و بهتر بررسي كنيد، بهتر نتيجه خواهيد گرفت. در اين فيلد مخاطبان هدف خود را بنويسيد.

مخاطبها

مثال براي پر كردن فيلد مخاطب هدف

شرح ماموريت: محتوا و محصولات شما چه ارزشي به زندگي مخاطبانتان اضافه خواهد كرد؟ مخاطب با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه تغييري در زندگي‌اش ايجاد خواهد شد؟ در اين قسمت بنويسيد. (هر چه اين قسمت ها را دقيق تر و صادقانه تر پر كنيد، برند بهتري خواهيد ساخت)

شرح ماموريت

مثال پر كردن فيلد شرح ماموريت

پيام يا سوال اصلي: مشتري با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه سودي خواهد كرد؟ بنويسيد. همچنين چندين پيام ثانويه نيز براي خود در نظر بگيريد.

پيام اصلي

مثال – پيام اصلي

مرحله سوم – تحليل رقبا

در اين قسمت شما اسامي رقباي اصلي خود را خواهيد نوشت و يكبار ديگر كار آنها را تحليل خواهيد كرد. وبسايتشان چيست؟ چه ميكنند؟ روي چه موضوعاتي كار ميكنند؟ چه مينويسند؟ هر چند مدت يكبار؟  فاصله ما با آنها چقدر است؟ وغيره…

مرحله چهارم – عامل تفاوت

در بازارهاي پر جمعيت و رقابتي، كسب و كارهاي كوچك، براي اينكه بتوانند در صحنه رقابت باقي بمانند و اسمي براي خود دست و پا كنند، بايد متفاوت باشند و بصورت ويژه روي تفاوت خود تمركز كنند. اين يكي از مهمترين ويژگيهايي است كه يك كسب و كار نوپا بايد براي ساخت برند در يك بازار رقابتي از آن استفاده كند.

منظور از عامل تفاوت چيز خيلي خاص يا پيچيده‌اي هم نيست. بعنوان مثال فرض كنيد در حوزه كاري شما 3 شركت بسيار بزرگ با خدمات گسترده وجود دارد. اما شما پي ميبريد كه هيچكدام از آنها روي ارائه فقط يك سرويس خاص تمركز ندارد و به دليل بزرگي شركتشان وقت كافي با مشتريان نميگذارند.

شما ميتوانيد فقط روي يك خدمات ويژه بصورت حرفه‌اي و كامل تمركز كنيد و عامل تفاوت خود را گذراندن وقت بيشتر با مشتري و آموزش و ارتباط بهتر با آنها قرار دهيد.

عامل تفاوت

مثال – عامل تفاوت

مرحله پنجم – كانال بازاريابي

بالاي صفحه، قسمت كانال هاي بازاريابي قرار دارد. در اين قسمت مشخص خواهيد كرد كه چه نوع محتوايي را توسط چه كانالي ميخواهيد منتشر كنيد. مقالات را از طريق وبلاگ تان. ويدئوهايتان را از طريق سايت يوتيوب. محتواي روزانه يا مخصوص شبكه‌هاي اجتماعي را از طريف فيسبوك يا گوگل+ و غيره…

براي هر قسمت، توضيحات كامل و هدف مشخص كنيد. ميخواهيد مردم از شبكه‌هاي اجتماعي به وبلاگ شما بيايند؟ يا در يوتيوب آمار بازديد ويدئوهاي شما بالا برود؟ در فيسبوك لايك بيشتري داشته باشيد و غيره… همه را بنويسيد.

كانال بازاريابي

مثال – كانال بازاريابي

با پر كردن اين قسمت ها، شما صفحه اول پلن استراتژي بازاريابي محتواي خود را پر كرده‌ايد.

صفحه دوم – ايده‌ها (جمع آوري و نوشتن ايده‌هاي جديد براي توليد محتوا بصورت مستمر)

اگر وبلاگ نويس هستيد يا حتي سعي بر نوشتن كرده باشيد احتمالا مهمترين مساله براي شما اين است كه چه بنويسيد؟ مقاله‌ي بعدي شما در چه مورد باشد؟

خوب، بايد بدانيم كه كار يك نويسنده تنها نوشتن نيست. نويسنده بايد در طول روز ايده پردازي كند و بصورت مرتب ايده‌هاي خود را در دفترچه يادداشت خود بنويسد. تا در صورت لزوم از اين ايده ها براي مقالات خود استفاده كند. در مقاله فوايد وبلاگ نويسي در خصوص اين موضوع بيشتر توضيح داده ام.

در پلن استراتژي محتوا، قسمت ايده‌ها را به همين موضوع اختصاص داده‌ام. ايده‌هاي اصلي خود را در اين قسمت درج كنيد. مهم نيست كه حتما تمام جزئيات را وارد كنيد؛ در طول زمان آنها را ويرايش و اضافه خواهيد كرد.

ايده

عكس صفحه‌ي ايده ها

نكته: براي اينكه بتوانيد ايده‌هاي بهتري براي مقالات خود داشته باشيد، 2 روش را توصيه ميكنم كه به شخصه از آنها استفاده ميكنم و ثابت شده هستند. يكي اينكه به دنياي اطراف خود توجه كنيد و بخوانيد. آگهي ها، روزنامه ها، صحبتهاي ديگران را بخوانيد؛ اگر به دنياي اطراف خود توجه كنيد ايده‌هاي زيادي به دست خواهيد آورد. لازم نيست اين ايده ها حتما به كار شما مرتبط باشند، گاهي اوقات ايده هاي نامرتبط را ميتوانيد به خوبي به كارتان ارتباط دهيد.

راه ديگر مطالعه و بالا بردن دانش است. هرچه بيشتر مطالعه كنيد و آگاهي خود را بالاتر ببريد، فكر شما بازتر خواهد شد و ايده هاي بيشتري براي نوشتن خواهيد گرفت.

صفحه سوم – برنامه سرمقاله

برنامه سرمقاله، قسمتي است كه شما و تيم نويسندگان، باهم برنامه توليد محتواي خود را بررسي ميكنيد و تصميم ميگيريد. با نگاه به عكس متوجه خواهيد شد چگونه بايد از اين قسمت استفاده كنيد. زمانيكه استراتژي و اهداف خود را كامل كرديد، نوبت به تصميم گيري در خصوص اين است كه چه محتوايي نياز است چاپ شود، در چه تاريخي و به چه هدفي بايد چاپ شود.

سرمقاله

صفحه برنامه سرمقاله

اگر يك شركت و يك تيم توليد محتوا داريد، سردبير بخش توليد محتوا به همراه نويسندگان ميتوانند اين قسمت را تنظيم كنند. و يا حتي خود شما به تنهايي ميتوانيد اين كار را انجام دهيد.  هدف اين است كه از ميان كلمات كليدي انتخابي خود، ايده هاي خود و بررسي روند بازاريابي خود محتواي مورد نياز را انتخاب كنيد و اهداف و محتواي مورد نياز براي برنامه هفتگي و ماهيانه بازاريابي محتواي خود را مشخص نمائيد.

صفحه چهارم – برنامه زماني بازاريابي

بعد از اينكه اهداف و برنامه‌هاي خود را بصورت كامل مشخص كرديد، نوبت اين است كه بصورت دقيق مشخص كنيد كه چه محتوايي، در چه روزي و توسط چه كسي بايد نوشته شود. برنامه زماني بازاريابي دقيقا به همين منظور تشكيل شده. در اين قسمت ميتوانيد برنامه يك ماه محتواي خود را تنظيم كنيد و تيم توليد محتواي خود را از اين برنامه مطلع نمائيد.

ميتوانيد براي هر نويسنده، يك رنگ خاص مشخص كنيد و فيلدها را بصورت رنگ بندي قرار دهيد، تا هر كسي بداند چه محتوايي را بايد تهيه كند.

 برنامه زماني بازاريابي

صفحه برنامه زماني بازاريابي

صفحه پنجم – تحليل سوالات و مشكلات

هر نوع تجارتي داشته باشيد، هدف اصلي شما بايد رضايت مشتريان و رفع مشكلات آنها باشد. اينكار هم به شما براي ايجاد يك گروه مشتريان وفادار كمك ميكند و هم باعث ميشود نقاط ضعف خود را بهتر بشناسيد و براي بهتر كردن آنها برنامه ريزي كنيد.

در بازاريابي محتوا، علاوه بر اين 2 فايده، سوالات و مشكلات مشتريان به شما براي گرفتن ايده هاي جديد براي توليد محتوا نيز كمك ميكند. كار با اين صفحه بسيار راحت و واضح است و نياز به توضيحات اضافه ندارد، كافيست نگاهي به آن بيندازيد تا همه چيز را متوجه شويد.

حالا ديگر نوبت شماست. نوبت اين است كه دست به كار شويد و از همين الان استراتژي بازاريابي محتواي خود را تهييه كنيد و شروع به توليد محتوا و جذب مشتري كنيد. به اميد خدا و موفقيت شما در تجارتتان.


 

دانلود فريمورك استراتژي بازاريابي محتوا

بعد از دانلود فريمورك آماده و رايگان استراتژي بازاريابي محتوا، لطفا اين مقاله را در شبكه هاي اجتماعي با دوستانتان به اشتراك بگذاريد و از ما نيز حمايت كنيد.

متشكريم! شما ميتوانيد فريمورك بازاريابي محتوا را از اين صفحه دانلود كنيد.

 


برچسب‌ها:


تاريخ : 1396/5/23  | ۱۹ | نويسنده : hamyar |

در مطلب قبلي گفتيم كه امروز تكنولوژي ها سريع‌تر از حجم محتوا رشد كرده‌اند و عملاً دغدغه‌ي امروز دنيا، بيشتر از هر چيز ديگري محتواست. اما سوال اينجاست كه روش‌هاي كسب درآمد از محتوا چيست؟ اين مطلب، در عصر ايران منتشر شده است و اگر قبلاً آن را خوانده‌ايد مي‌توانيد مستقيماً به سراغ نوشته‌هاي بعدي اين سري برويد.

 

طبيعي است كه تعداد روش‌هايي كه مي توان توسط آنها با استفاده از محتوا، درآمدزايي كرد، محدود و مشخص نيست و كاملاً تابع خلاقيت «خالق محتوا» است. اما در اينجا به برخي از متداول‌ترين شيوه‌هاي كسب درآمد از طريق محتوا مي‌پردازيم.
در آينده به بررسي نقاط قوت و ضعف هر يك از اين روش‌ها خواهيم پرداخت:
روش اول: فروش مستقيمدر اين روش، محتواي توليد شده، قيمت‌گذاري شده و مستقيماً فروخته مي‌شود. زماني كه مايكروسافت، هر نسخه از ويندوز خود را مي‌فروشد، زماني كه يك ناشر، نسخه به نسخه كتاب‌هاي خود را مي‌فروشد،‌ زماني كه يك «قالب گرافيكي وبسايت» يا يك كتاب الكترونيكي در اينترنت فروخته مي‌شود، زماني كه براي دانلود يك نرم‌افزار موبايل، پولي را پرداخت مي‌كنيم، يك محتوا به صورت مستقيم فروخته شده.

روش دوم: فروش حق اشتراك زماني

در اين شيوه، شما استفاده از محتوا را براي مدت معيني به طرف مقابل واگذار مي‌كنيد و او پس از پايان مهلت مقرر، امكان استفاده از محتواي شما را ندارد. به عنوان مثال، زماني كه يك آنتي ويروس، ليسانس يك ماهه يا يك ساله خود را به شما واگذار مي‌كند. بسياري از نشريات بزرگ دنيا نيز، به همين شيوه، فرصت دسترسي را به كاربر مي‌دهند. مثلاً با پرداخت چند ده دلار، مي‌توانيد به آرشيو يك مجله بزرگ دسترسي داشته باشيد و بلافاصله پس از مهلت مقرر، دسترسي شما به صورت كامل قطع مي‌شود.

دقت كنيد كه «اشتراك مجلات كاغذي» كه هم اكنون عرضه مي‌شوند، عملاً از جنس فروش مستقيم هستند و در دسته اول قرار مي‌گيرند. چون در دسته‌ي دوم، به محض پايان دوره مقرر، شما به محتوا دسترسي نداريد. كلوپ‌هاي فيلم كه اشتراك ماهيانه يا ساليانه دارند نيز در اين طبقه‌بندي قرار مي‌گيرند.

روش سوم: فروش حق اشتراك بر اساس تعداد استفاده

برخي از بزرگترين آرشيو‌هاي مقالات تحقيقاتي دنيا از اين نوع هستند. با پرداخت مبلغي مشخص، به شما اجازه مي‌دهد هر زمان كه خواستيد هر مقاله‌اي را كه خواستيد دانلود كنيد. اما پس از تعداد مشخصي دانلود كردن، ديگر به شما اين فرصت داده نخواهد شد.

مشاوران تلفني خانواده در بسياري از كشورها، حق اشتراك از اين نوع مي‌فروشند. شما با پرداخت مبلغي پول، مي‌توانيد در مجموع، مثلاً چهار ساعت با آنها صحبت كنيد. ممكن است اين اعتبار را در يك تماس تلفني يا طي دو سال، طي هشت تماس تلفني نيم ساعته هزينه كنيد.

روش چهارم: تبليغات جانبي

ممكن است خود محتوا به صورت رايگان در اختيار همه قرار گيرد. اما از فضايي كه در كنار آن قرار مي‌گيرد، براي تبليغ استفاده شود. سايت‌هاي خبري، عمدتاً بر اساس اين مدل توليد محتوا، درآمدزايي مي‌كنند.
محتوا به رايگان در اختيار مخاطب قرار مي‌گيرد اما فضاي كنار صفحه، به خاطر بازديدهاي زياد، به فضايي ارزشمند براي تبليغات تبديل مي‌شود. بسياري از نرم‌افزارهاي رايگان موبايل هم اينگونه هستند.

روش پنجم: ترويج نام تجاري

درآمدزايي از اين روش، مستقيم نيست. اما شكل آن تا حد زيادي به روش چهارم نزديك است. به عنوان مثال، فرض كنيد شما يك دفتر حقوقي داريد. بعيد است تبليغات مستقيم و كارت ويزيت و بروشور،‌ بتواند به سادگي براي شما مشتري ايجاد كند. اما فرض كنيد يك دفترچه ده صفحه‌اي آماده كنيد و سوالات حقوقي ساده مردم را كه بيشتر از شما پرسيده مي‌شود، در‌ آن بنويسيد و پاسخ بدهيد. حالا در صفحه‌ي آخر، توضيح كوچكي بنويسيد كه فلان دفتر حقوقي، براي ارائه خدمات مشاوره بيشتر در خدمت شماست.

اين مطلب را هم بخوانيد : 3 روش براي كسب درآمد از طريق توليد محتوا

اين دفترچه بر خلاف بروشورهاي تبليغاتي دور انداخته نخواهد شد. حتي دست به دست هم خواهد شد. محتوا در اين موارد لازم نيست هميشه مكتوب باشد. با وجود اينترنت، عرضه يك كتاب الكترونيك كوچك يا يك فايل صوتي يك ساعته رايگان هم مي‌تواند به همان شيوه تاثير داشته باشد.

تنها دو نكته بايد مد نظر قرار داده شود:
نخست اينكه در چنين محتواهايي، بين هفتاد تا نود درصد محتوا بايد كاملاً آموزشي و خالي از هر نوع تبليغ باشد تا مخاطب احساس بد نداشته باشد.
دوم اينكه محتوا به حدي مفيد باشد كه دريافت كننده، آن را به ديگران منتقل كرده يا توصيه نمايد.

روش ششم: محتواي ويروسي يا وايرال

اين نوع محتوا معمولاً با دو هدف به كار گرفته مي‌شوند: هدف اول كه طبيعتاً غير اخلاقي است، تخريب نام برندهاست. حتماً شما هم از اين پيامها و پيامكها در شبكه هاي اجتماعي دريافت كرده‌ايد كه: «لطفاً اطلاع رساني كنيد. الان يك نفر در فلان شهر فلان محصول فلان شركت را خورد و مرد!». معمولاً خبرهايي از اين دست، اگر كمي هوشمندانه تنظيم شوند به شدت ويروسي هستند و به سرعت بين مردم پخش مي‌شود. حتي اگر خبر تكذيب هم شود، هنوز خيلي‌ها معتقد باقي مي‌مانند كه «خبري بوده» و الان پنهان شده. شركتها گاهي به توليدكنندگان محتوا براي توليد اين نوع متن‌ها پولهاي قابل توجه مي‌دهند.

هدف ديگر كه دولت‌ها و شبكه‌هاي بزرگ خبري، دنبال مي كنند، جعل خبرهاي بي‌خاصيت براي اندازه‌گيري ميزان نفوذ شايعه در شبكه تحت سيطره آنهاست. امروز بسياري از مردم در غرب جهان بر اين باورند كه هر فرد در طول خواب يك سال خود، حدوداً هشت عنكبوت مي خورد. كمتر كسي مي داند كه اين شايعه از سال ۱۹۹۳ توسط فردي به نام ليزا هولست ابداع شد تا ميزان نفوذ خبري در شبكه تار عنكبوتي ارتباطي مردم در آن سالها سنجيده شود. عنكبوت هم به شوخي به خاطر همين هدف انتخاب شده بود. وگرنه مورچه يا پشه، باورپذيرتر به نظر مي‌رسيد!
احتمالاً حدس مي‌زنيد كه اين تحقيقات براي چه نهادها يا سازمانهايي مي‌تواند مفيد باشد.

روش هفتم: استفاده از محتوا براي ايجاد رسانه‌هاي اجتماعي

حتماً شما هم مشاهده كرده‌ايد كه صفحه‌هايي در اينستاگرام يا فيس بوك يا ساير شبكه‌هاي اجتماعي وجود دارند كه تعداد تعقيب كنندگان آنها – حتي در ايران – به صدها هزار نفر مي‌رسد. اين صفحه‌ها عملاً رسانه‌اي جديد بر بستر شبكه اجتماعي شده‌اند و خود مي‌توانند به سادگي به تبليغ و اطلاع رساني مشغول شوند.

طبيعي است اينجا نيز مهم‌ترين نكته، استراتژي درست در توليد محتوااست. فرض كنيد شما امروز، در يكي از شبكه‌هاي اجتماعي صفحه‌اي داشته باشيد كه حاوي نكاتي براي تربيت فرزند باشد. به سادگي مي‌توان پس از چند ماه – اگر محتوا هوشمندانه تنظيم شود – صفحه‌اي با بيش از صدهزار تعقيب كننده داشت. حالا با خود فكر كنيد كه يك مجموعه كه مهدكودكي خاص و تخصصي را ايجاد كرده، براي اينكه نام و توضيحات آن در اين صفحه منتشر شود چقدر حاضر است پول بدهد؟
البته بديهي است كه سهم تبليغات در هر رسانه‌اي از جمله اين رسانه بايد پايين بماند وگرنه اثربخشي و مخاطب خود را از دست خواهد داد. مثالهاي از اين دست در سطح ايران و جهان كم نيستند.

روش هشتم: ايجاد سايت‌هايي پر ترافيك با محتواي تخصصي

شبيه مورد هفتم را مي‌توان در مورد سايت‌ها هم انجام داد. با توجه به ضعف شديد فضاي وب – خصوصاً فضاي وب فارسي – كافي است در مورد يك موضوع، مطالب متعدد بنويسيد. مطالبي كه «متعلق به شما بوده و كپي نباشد». به سرعت موتورهاي جستجو سايت شما را در صفحه‌ي نخست قرار خواهند داد و پس از آن، مي‌توان از همان صفحه استفاده تجاري كرده يا از محل تبليغات آن، كسب درآمد نمود.

شايد براي شما جالب باشد كه نويسنده اين مطالب، يك بار مطلبي درباره «يادگيري زبان انگليسي» در نوشته هاي شخصي‌اش منتشر كرد. بلافاصله پس از چند روز اين نوشته در صفحه اول «گوگل» پديدار شد و هنوز هم با جستجوي «يادگيري زبان انگليسي» آدرس آن مطلب را مشاهده مي‌كنيد.

بديهي است كسب و كار من، به يادگيري زبان انگليسي ارتباطي ندارد. اما اگر داشت، الان بدون هرگونه تبليغي مي‌شد از همين موقعيت استفاده كنم. اين نشان مي‌دهد كه در ميان انبوه كساني كه كلاسهاي زبان برگزار مي‌كنند و هزينه‌هاي سنگين صرف تبليغات مي‌كنند، كمتر كسي حوصله به خرج داده تا چند پاراگراف، متن – بدون كپي برداري از ديگران – درباره‌ي زبان انگليسي بنويسد!

در مورد توليد محتوا، مي‌توان خيلي بيشتر حرف زد. آنچه خوانديد، تنها مثال هايي ساده و ابتدايي بود تا تصويري شفاف‌تر از اين حوزه به دست آيد. به نظر مي‌رسد براي جواناني كه تازه وارد بازار كار مي‌شوند، توليد محتوا، يكي از كارهاي تخصصي و كم هزينه‌اي است كه در عين كم هزينه بودن، به دليل ارزش بالايي كه براي بازاريابي و تبليغات شركت ها داراست، ميتواند درآمدزايي خوبي هم داشته باشد.

 

منبع : متمم


برچسب‌ها:


تاريخ : 1396/5/18  | ۲۰ | نويسنده : hamyar |

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.

با توجه به اينكه تاكنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند.

اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق تر محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

 

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟

استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا از چه سخن مي‌گويند؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند.

دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

content-marketing-motamem

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.

حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند.

به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است.

 اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.

حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم.

عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند.

يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند.

عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد.

بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.

با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟

 

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟

اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند.

اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد.

اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد.

اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد.

اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد.

حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا چه كاربردي دارد؟

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند.

قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد.

اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.

بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

 

چرا متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟

اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

ترسيم نقاشي روي ديوارهاي غار، نمونه‌اي از توليد محتواست

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است.

مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.

وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت.

حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.

انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد.

محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود.

كبوتران نامه بر و تاريخچه توليد محتوا

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد.

حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.

البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود.

روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.

شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند.

روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.

راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود.

حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.

در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.

مجله هاي تخصصي شكل گرفتند.

اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.

پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.

روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.

آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند.

حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند.

از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود.

دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند.

هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد و محتواي تبليغاتي براي كشورهاي اسلامي

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.

كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.

صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.

توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد.

حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.

توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت.

هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند.

در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.

به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت.

وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.

فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعيوگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند.

عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود.

 

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟

اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.

يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود.

حركت شكل سنتي بازاريابي و تبليغات به سمت بازاريابي محتوا

اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.

اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.

مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!

شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.

مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد.يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!

واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.

اما اينها دليل نمي‌شود.

مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.

حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!

ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد. تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند.

توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.

قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد.

گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!

پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر:بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.

طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند.

هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد.

هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.

تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد.

بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.

چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.

حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد.

هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است.

رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

content-marketing-motamem-social

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست.

قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند!

فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند.

در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد.

بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند.

شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم.

در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم.

ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!

 

 

بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت.

سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

 

منبع : متمم


برچسب‌ها:


تاريخ : 1396/5/7  | ۱۹ | نويسنده : hamyar |

كارآفرينان معمولا اولين بازارياب‌هاي يك برند هستند. به‌طور متوسط در حدود ۲۸ درصد از كل بودجه بازاريابي يك سازمان خرج بازاريابي محتوا مي‌شود و آن را تبديل به يكي از چشمگيرترين استراتژي‌هاي بازاريابي مي‌كند. درواقع مطالعات نشان داده‌اند كه بازاريابي محتوا بيشترين بازگشت سرمايه را نيز دارا است.

بااين‌حال بديهي است كه تمام بازارياب‌هاي محتوا از موفقيت يكساني برخوردار نيستند. ممكن است بتوانيد ۲۸ درصد از بودجه بازاريابي شركتي را در اختيار داشته باشيد، اما چگونه مي‌خواهيد از آن به شكلي موثر استفاده كنيد؟

من آن‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام كه وارد دنياي بازاريابي محتوا شوم، شركتي در اين زمينه راه‌اندازي كنم و با برخي از حرفه‌اي‌ترين افراد اين صنعت ارتباط داشته باشم. متوجه شده‌ام كه بازارياب‌هاي موفق محتوا اين هفت كار را به روش متفاوتي نسبت به ديگران انجام مي‌دهند:

 

۱.پژوهش در مورد مخاطب

همه‌چيز با شناخت درست مخاطب شروع مي‌شود و موفق‌ترين بازارياب‌هاي محتوا آن‌هايي هستند كه اين مرحله از كارشان را جدي مي‌گيرند. اغلب بازارياب‌هاي محتوا كارشان را با بررسي اوليه مشتريان يا پژوهشي در مورد مخاطبان احتمالي‌شان شروع مي‌كنند، اما بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌خواهند همه‌چيز را در مورد جمعيت هدف خود بدانند.

آن‌ها مي‌خواهند از نيازها و خواسته‌هاي مخاطبان خود سر در آورند و بدانند آن‌ها چگونه وقت مي‌گذرانند و چه محتوايي مي‌خواهند. از اين مهم‌تر، بازارياب‌هاي موفق محتوا پژوهش‌هاي خود را بر پايه‌ فرضيات اوليه‌شان بنا نمي‌كنند؛ در عوض آن فرضيه‌ها را به چالش مي‌كشند تا بر تعصبات خود چيره شده و به حقيقت نزديك شوند.

 

۲. سرمايه‌گذاري

آن ۲۸ درصدي را كه قبلا گفتيم به خاطر داريد؟ بازارياب‌هاي موفق محتوا اين پول را به روش متفاوتي خرج مي‌كنند.

آن‌ها سعي مي‌كنند محتواي باكيفيت‌تري توليد كنند و به كميت كار نداشته باشند. به‌عنوان‌مثال اگر آن‌ها ۲۸۰۰ دلار بودجه داشته باشند، چهار محتواي ۷۰۰ دلاري فوق‌العاده توليد مي‌كنند درحالي‌كه بازارياب‌هاي ديگر ۵۶ محتواي ۵۰ دلاري بي‌كيفيت يا درنهايت معمولي توليد مي‌كنند.

 

۳. شبكه‌سازي

برخي از بازارياب‌هاي محتوا هم‌ زمان خود را صرف توليد كرده و روي كارهايي كه درنهايت باعث ايجاد و پخش محتوايشان مي‌شوند، تمركز مي‌كنند. شايد به نظر اين روش كارآمدترين روش استفاده از زمان به  نظر برسد، اما بازارياب‌هاي موفق محتوا كمي از وقتشان را به شبكه‌سازي حرفه‌اي نيز اختصاص مي‌دهند.

اين مطلب را از دست ندهيد:  چگونه در كمتر از ۳۰ روز يك كتاب بنويسيم؟

رويكردهاي مختلفي در بازاريابي محتوا وجود دارد كه هيچ‌كدام از آن‌ها صحيح يا غلط نيستند. اگر مي‌خواهيد بيشترين تاثير ممكن را روي مخاطبان خود بگذاريد،‌ از ديگران درس بگيريد، ‌با نويسندگان مهمان كاركنيد، با ديگر ناشران و بازارياب‌هاي محتوا ارتباط برقرار كرده و شبكه‌سازي كنيد و ايده‌هاي مختلفي را اعمال كنيد.

 

۴. افزايش ارزش ارائه‌شده به مخاطبان

آيا ترجيح مي‌دهيد ۱۰۰ دلار به ازاي يك وعده غذا بپردازيد يا اين پول را درازاي خدماتي كه به مدت يك هفته هر سه وعده غذايي روزانه‌تان را درب منزل به شما تحويل مي‌دهد بپردازيد؟

پاسخ سوال مشخص است زيرا تفاوت قيمتي بسيار فاحشي وجود دارد. اما نكته اينجا است كه بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌دانند كه چطور بايد بودجه‌شان را به‌اصطلاح كش بدهند و بيشترين ارزش ممكن را از هر محتواي توليدي دريافت كنند.

اولويت نخست آن‌ها اين است كه محتوايي باارزش هميشگي توليد كنند و سپس سعي مي‌كنند هرازگاهي به آن محتوا سري بزنند و بعضا تغييرش دهند تا از بودجه‌اي كه صرف آن شده نهايت استفاده را ببرند.

 

۵. تنوع‌گرايي

بازارياب‌هاي موفق محتوا خود را درگير يك حيطه تخصصي نمي‌‌كنند؛ حتي اگر با آن حيطه به موفقيت بسياري رسيده باشند. سعي آن‌ها بر اين است كه محتواهاي مختلفي توليد كرده و فرمت‌هاي مختلف تصويري،‌ مثل عكس و ويديو را در آن بگنجانند.

اين رويكرد باعث جلب‌توجه مخاطبان و همچنين تكراري نشدن خود بازارياب‌ها مي‌شود.

 

۶. آزمايش كردن

زماني كه بيشتر بازارياب‌هاي محتوا الگوي كارآمدي پيدا مي‌كنند، همان را به كار مي‌بندند و رهايش نمي‌كنند. به‌عنوان‌مثال،‌ اگر آن‌ها تعداد پست‌هاي مشخصي با سبك و سياقي خاص در هفته ارسال كرده باشند،‌ احتمالا همين رويكرد را در هفته‌هاي آتي نيز در پيش مي‌گيرند تا بتوانند بازگشت سرمايه خود را حفظ كنند.

اين مطلب را از دست ندهيد:  با 5 ميليون تومان كارخانه توليد اطلاعات بسازيد!

اما بازارياب‌هاي موفق مي‌دانند كه حفظ بازگشت سرمايه برايشان كافي نيست و بايد به شكلي فعال آن را افزايش دهند. به همين دليل است كه بيشتر بازارياب‌هاي موفق در زمينه محتوا همواره به آزمون‌وخطا مي‌پردازند و سعي مي‌كنند فرمت‌هاي جديدي براي پست‌هايشان پيدا كنند كه مخاطب انتظارشان را نداشته باشد و جذب شود. البته اين مسئله ريسك‌هايي نيز دارد و هميشه نتيجه‌بخش نيست،‌ اما حداقل مانع از اين مي‌شود كه بازارياب درگير يك چرخه باطل شود.

 

۷. تحليل و بررسي

درنهايت، بازارياب‌هاي موفق محتوا مي‌دانند كه نبايد موفقيتشان را بر اساس مولفه‌هاي شخصي‌شان ارزيابي كنند. آن‌ها به اعداد و ارقام توجه مي‌كنند. به تحليل‌هايي مي‌پردازند كه آن‌ها را از درستي و كارآمدي استراتژي‌شان مطمئن سازد. آن‌ها نمي‌خواهند با خوش‌خيالي فكر كنند كه مخاطبانشان دارند از محتواي توليدي آن‌ها لذت مي‌برند، بلكه سوال مي‌پرسند تا مطمئن شوند. آن‌ها پايه و اساس كارشان را بر معيار پرزرق‌وبرق و مثبتي كه دارند بنا نمي‌كنند،‌ لكه كاوشي عميق مي‌كنند، فرضيه‌هايشان را مي‌سنجد تا نتايجي مطمئن به دست آورند و سپس بر اساس اين نتايج به بازاريابي محتوا مي‌پردازند و كارشان را ادامه مي‌دهند.

تابه‌حال از خود پرسيده‌ايد كه آيا از تمام ظرفيت و توانايي‌تان براي استراتژي محتوايي خود استفاده كرده‌ايد يا خير؟ آيا احساس كرده‌ايد كه رقبايتان عملكرد بهتري نسبت به شما دارند؟

يكي از حسن‌هاي بازاريابي محتوا ماهيت طولاني‌مدت آن است. كاري كه در مدت يك هفته انجام مي‌دهيد در مقابل كاري كه در طول سال انجام مي‌دهيد، رنگ مي‌بازد. هميشه وقت داريد كه تغييراتي در رويكردتان ايجاد كنيد؛ پس از زمان استفاده كنيد تا استراتژي بهتري ايجاد كرده و با استفاده از بازاريابي محتوا در رتبه بهتري قرار بگيريد.

 
منبع: مدير سبز

برچسب‌ها:


تاريخ : 1396/4/16  | ۰۶ | نويسنده : hamyar |
[ ]